سلب حضانت فرزند ؛شرایط،نحوه طرح دعوا و آثار حقوقی آن
سلب حضانت فرزند ؛شرایط،نحوه طرح دعوا و آثار حقوقی آن
حضانت به چه معناست؟
خانواده اولین اجتماعی است که کودک در آن قرار میگرید،رشد میکند و از نظر جسمی،عاطفی ،تربیتی،فرهنگی و اجتماعی،پرورش مییابد .
به همین علت ،یکی از موضوعات مهمی که در حقوق خانواده به آن پرداخته شده،محیا کردن شرایط مناسب برای رشد کودک است.
یکی از مسائل حقوقی مهمی که مربوط به حوزه کودک است،موضوع “حضانت”است.
موضوعی که نقش آن ،معمولا در زمان جدایی پدرومادر کودک،طلاق آنها و یا حتی بروز اختلاف بین آنها ،پررنگ تر میشود.
حضانت در معنای حقوقی آن،یعنی نگهداری و مراقبت از کودک و فراهم آوردن شرایط لازم و مناسب برای زندگی و تربیت او .
قانون مدنی،برای حضانت فرزندان،مقررات مختلفی را در نظر گرفته و در حالت عادی نیز،برای والدین کودک حقوق و وطایفی را پیش بینی کرده است.
با این حال،این حقوق و تکالیف در همه شرایط ،یکسان نیست.اگر شرایط و اوضاع یکی از والدین کودک به گونه ای باشد که ادامه زندگی کودک در کنار او،سلامت جسمانی ،روحی یا تربیت اخلاقی کودک را خدشه دار کند یا حتی در معرض خطر قرار دهد،قانون به دادگاه،اجازه مداخله و اتخاذ تصمیم درمورد حصانت را داده است.
مفهوم “سلب حضانت فرزند “
سلب حضانت فرزند به این شکل نیست که ،هر زمان هر یک از والدین کودک ،از رفتار،سبک زندگی،نوع تربیت و آموزش های والد دیگر که حق حضانت فرزند را دارد،ناراضی بود،میتواند به راحتی حق حضانت را از والد دیگر بگیرد.
برای سلب حضانت فرزند ،باید مسیر قانونی طی شود و موضوع در مراجع قضایی مطح و مورد بررسی قرار بگیرد.مهم ترین ماده در زمینه سلب حضانت فرزند ،ماده 1174 قانون مدنی است؛ که در صورت وجود شرایط مقرر در این ماده،امکان تصمیم گیری و تجدید نظر دادگاه درباره حق حضانت را فراهم آورده است .
در این مقاله ،ابتدا با مفهوم حضانت و تفاوت آن با ولایت و ملاقات ،قواعد ملی حضانت فرزند و جایگاه والدین آشنا میشویم و پس از آن به طور دقیق تر موضوع سلب حضانت فرزند ،موارد قانونی آن،مصلحت طفل،مدارک و دلایل قابل استناد و آثار حکم سلب حضانت فرزند را مورد بررسی قرار میدهیم.
حضانت چیست؟
قانون مدنی ما تعريف دقیق و جامعی از کلمه”حضانت” ارائه نکرده است ولی باتوجه به مقرراتی که در رابطه با حضانت وجود دارد میتوان آن را ‘نگهداری،مراقبت و تربیت طفل’معنا کرد.
در نتیجه ،حضانت ناظر بر زندگی روزمره طفل و مراقبت از کودک است؛مثلا فراهم کردن مسکن مناسب برای سکونت طفل،توجه به تحصیل و تربیت ،مراقبت از وضعیت جسمانی کودک و اموری که د مجموع مربوط به نگهداری از طفل است و برای اون لازم است.
حضانت در حقوق ایران،تنها یک حق برای والدین کودک نیست؛بلکه بیشتر ایجاد تکلیف و وظیفه میکند.پس هر یک از والدین کودک ،نمیتوانند به بهانه اختلافات خود با یکدیگر ،از زیر بار مسئولیت و وظیفه خود ،شانه خالی کنند.
بنابراین،وقتی میگوییم:< حضانت طفل با پدر یا مادر است.> به این معنا نیست که والد دیگر هیچ حق یا وظیفه ای نسبت به فرزند خود ندارد ؛بلکه منظور این است که نگهداری و مراقبت از آن طفل ،غالبا بر عهده والد دارای حق حضانت است.
تفاوت حضانت با ولایت قهری
توجه به تفاوت این دو مفهوم بسیار مهم است.
گفته شد که حضانت به معنای نگهداری و تربیت طفل است؛ اما مفهوم “ولایت قهری”معنای متفاوتی دارد و مربوط به اختیارات و وظایف ولی طفل در رابطه با امور قانونی و مالی کودک است.
پس،اینگونه نیست که با سلب حضانت فرزند از پدر یا مادر کودک،تمام حقوق،اختیارات و وظایف والد نسبت به فرزند خود ،خودبه خود از بین میرود.
برای مثال،ممکن است حضانت فرزند با مادر کودک باشد، اما برخی از مسائل مربوط به ولایت قهری ،تابع مقررات خاص خود باشد.
بنابراین،”سلب حضانت فرزند” و “سلب ولایت”دو موضوع متفاوت از هم هستند.
حضانت فرزند بعد از جدایی والدین از هم
قانون مدنی،برای حضانت فرزند در زمان جدایی والدین از هم،قواعدی را پیش بینی کرده است.
برطبق ماده1169 قانون مدنی،شرایط نگهداری طفلی که والدین او از یکدیگر جدا زندگی میکنند، به این شکل است که تا هفت سالگی طفل حضانت با مادر است اما پس از این سن حضانت پدر ،اصل است.
اما نکته حائز اهمیت در این زمینه،این است که اگر پس از هفت سالگی کودک بر سر حضانت طفل ،والدین به اختلاف برخورد کنند،دادگاه با رعایت مصلحت کودک ،تصمیم گیری خواهد کرد.
در نتیجه،نمیتوانیم بگوییم که حصانت طفل پس از رسیدن بهسن هفت سالگی،حتما با پدر است ،بلکه در صورت اختلاف ،مصلحت طفل است که اهمیت دارد.
حضانت مادر تا هفت سالگی طفل
یکی از قواعد مهم در رابطه با حضانت طفل در حقوق ایران این است که حضانت طفل برای مادر تا هفت سالگی اولویت است.
البته اهمیت این قاعده به این معنا نیست که در هر صورتی مادر طفل ،حضانت را خواهد داشت؛بلکه،قانون تغییر وضعیت حضانت را ،در زمان بروز شرایط خاص ،در نظر گرفته است.
برای مثال، در ماده 1170 قانون مدنی حکم جداگانه در رابطه با ازدواج مجدد یا جنون مادر پیش بینی شده است؛و یا اگر پدر یا مادر کودک ،به دلیل عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی، سلامت جسمانی یا تربیت اخلاقی کودک را در معرض آسیب یا خطر قرار دهند ،ماده 1173 مورد استناد قرار میگیرد.
بنابراین،برای بررسی قواعد مربوط به حضانت طفل،باید همه قواعد در کنار هم مورد بررسی قرار بگیرد؛ نمیتوان تنها با استناد به یک ماده قانونی و سایر مقررات،نتیجه قطعی گرفت.
حضانت طفل پس از هفت سالگی کودک
پس از اینکه کودک به هفت سالگی رسید،بر طبق ماده 1169،حضانت با پدر کودک است.اما اگر بین والدین برای حق حضانت طفل اختلاف وجود داشته باشد،دادگاه باید بنا به مصحلت کودک ،تصمیم گیری کند.
بنابراین اگر پدر طفل از نظر قانونی ،برای حضانت طفی که به هفت سالگی رسیده اولویت داشته باشد اما شرایط زندگی طفل کنار او به طوری باشد که سلامت جسمانی یا تربیت اخلاقی کودک را در معرض خطر قرار دهد ،موضوع میتواند در دادگاه مطرح و مورد بررسی قرار گیرد.
این نکته اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا در پرونده ها ی مربوط به حضانت،هدف دادگاه و قانون ،تامین وضعیت مناسب برای ادامه زندگی کودک است و نه اینکه یک برنده بین پدر یا مادر کودک اعلام کند.
سلب حضانت یعنی چه؟
تعریف این مفهوم به زبان ساده،یعنی از بین رفتن یا تغییر حق و مسولیت نگهداری و مراقبت از طفل از شخصی که حق حضانت کودک را بر عهده دارد؛به دلیل وجود شرایط و دلایلی که ادامه حضانت طفل توسط آن شخص بر خلاف مصلحت طفل است.
اما این نکته بسیار اهمیت دارد که سلب حضانت فرزند یک تصمیم قضایی که است که از طرف مراجع قضایی اتخاذ میشود.
یعنی تنها با ادعای یکی از والدین طفل درباره نامناسب بودن شرایط زندگی کودک که همراه والد دیگر است ،این حق به خودی خود سلب نمیشود؛بلکه مووضع باید در دادگاه مطرح بشود ،دلایل و مستندات موجود برای اثبات این ادعا ارائه بشود و بعد از آن دادگاه با توجه به مصلحت کودک تصمیم بگیرد.
از مهم ترین موادی که در رابطه با سلب حضانت طفل وجود دارد ماده 1173 قانون مدنی است که از مهم ترین مبانی قانونی این موضوع است.
ماده 1173قانون مدنیمهم ترین ماده قانونی در رابطه با سلب حضانت فرزند
این ماده مهم ترین ماده ای است که به عدم مواظبت و نگهداری درست از طفل و یا انحطاط اخلاقی والد میپردازد.
بر اساس این ماده از قانون مدنی ،هر زمان که در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری که طفل تحت حضانت اوست،صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد،محکمه میتواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای رئیس حوزه قضایی هر تصمیمی را که برای حضانت طفل مقتضی بداند ،اتخاذ کند.
در نتیجه برای اجرای این ماده چند عامل باید وجود داشته باشد:
1.طفل تحت حضانت پدر یا مادر باشد.
2.عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی والد داری حق حضانت وجود داشته باشد.
3.وضعیت موجود برای طفل،سلامت جسمی و یا تربیت اخلاقی کودک را در معرض خطر قرار داده باشد.
4.موضوع در مراجع قضایی مطرح و مورد بررسی قرار گیرد .
مواردی که از مصادیق عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی هر یک از والدین است :(موارد سلب حضانت فرزند )
1_اعتیاد زیان آور به الکل،مواد مخدر و قمار
2_اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء
3_ابتلا به بیماری های روانی با تشخیص پزشکی قانونی
4_سواستفاده از طفل یا اجبار او به ورود در مشاغل ضداخلاقی مانند فساد و فحشاء ،تکدی گری و قاچاق
5_تکرار ضرب و جرح خارج از متعارف
بررسی هر یک از موارد سلب حضانت فرزند:
1.اعتیاد زیان آور به الکل ،مواد م
خدر و قمار
نکته مهم در بررسی این مورد ،توجه به عبارت ‘اعتیاد زیان آور “است؛بنابراین،مساله فقط یک ادعا درباره مصرف یا اعتیاد نیست؛ بلکه وضعیت باید به گونه ای باشد که با عدم مواظبت یا به خطر افتادن سلامت جسمانی یا تربیت اخلاقی کودک ارتباط داشته باشد.
برای مثال،اگر اعتیاد والد سبب شود که نتواند از کودک خود به شکل مناسب مراقبت کند یا محیط زندگی کودک ناامن شده باشد،این وضعیت میتواند مدرک و دلیل مهمی برای تشخیص مصلحت کودک در پروسه ی رسیدگی قضایی باشد.
2.اشتهار به فساد اخلاق و فحشاء
در این مورد نیز باید ابتدا وضعیت واقعی والد دارای حضانت و تاثیر او بر روی کودک و وضعیت او مورد بررسی قرار گیرد.
مقصود از مقرراتی که در مورد حضانت وجود دارد،تنبیه یا مجازات والد به دلیل سبک زندگی ناسالم یا آسیب زننده به کودک نیست ؛بلکه هدف حمایت از طفل و جلوگیری از قرارگرفتن او در فضایی است که سلامت جسمانی یا تربیت اخلاقی کودک را تهدید میکند .
در نتیجه دادگاه میبایست ،شرایط پرونده و ارتباط میان وضعیت والد و مصحلت طفل را مورد بررسی قرار دهد .
3.بیماری روانی با تشخیص پزشکی قانونی
مورد دیگر در سلب حضانت فرزند ،این است که والد مبتلا به بیماری روانی باشد و پزشکی قانونی تشخیص داده باشد.
پس،حتما باید به تشخیص پزشکی قانونی رسیده باشد با صرف ادعای والد دیگر به داشتن مشکل روانی حضانت از والد سلب نمیشود.
همچنین هر بیماری یا اختلال روانی هم به معنای عدم صلاحیت برای حضانت طفل نیست.بلکه در صورتی سبب سلب حضانت طفل میشود که وضعیت روانی والد به نحوی به سلامت جسمانی و یا تربیت اخلاقی کودک آسیب بزند.
4.سواستفاده از طفل یا اجبار او به مشاغل ضد اخلاقی
یکی دیگر از موارد سلب حضانت فرزند ،سواستفاده از طفل یا اجبار او به مشاغل ضد اخلاقی مانند فساد و فحشاء ،تکدی گری و قاچاق است.
در این قسمت قانون اشاره میکند که کودک نباید وسیله ای برای کسب درآمد،سواستفاده و یا انجام فعالیت های آسیب زا قرار بگیرد.
اگر والد ،کودک را مجبور کند یا به نحوی از او استفاده کند که سلامت ،امنیت و تربیت او در معرض آسیب قرار بگیرد،چنین کاری میتواند دلیل و مدرک خوبی برای رسیدگی به سلب حضانت باشد.
5.تکرار ضرب و جرح خارج از متعارف
در اینجا قانون ذکر کرده است که ضرب و جرح ،تکرار شود و خارج از متعارف باشد.
بنابراین،شرایط و شدت و تکرار عمل ضرب و جرح بررسی میشود و باید به جزئیات برخورد توجه شود و نمیتوان هر برخورد یا اختلافی را مشمول این ماده و این بند دانست.
هدف از این بند ،حمایت از کودک در برابر رفتارهایی است که سلامت جسمانی کودک را به شکل جدی ،در معرض خطر قرار میدهد.
مواردی که در این ماده ذکر شده است حصری نیست و در موارد دیگری که در هر حال ،وضعیت جسمانی، سلامت و تربیت فرزند را مورد آسیب قرار دهد،میتواند مدرک و دلیل مناسبی برای ارائه به دادگاه باشد و در مسیر بررسی قضایی کارآمد باشد.
آیا سلب حضانت فرزند فقط از مادر امکان پذیر است؟
خیر؛در ماده 1173،از پدر و مادر صحبت شده است.
بنابراین ،اگر پدر دارای حق حضانت باشد و شرایط به گونه ای شود که سلامت جسمانی یا تربیت اخلاقی کودک در معرض آسیب قرار گیرد ،امکان رسیدگی به درخواست سلب حضانت از او ،وجود دارد.
در مورد مادر هم ،به همین شکل است.
پس جنسیت والد،دلیلی برای تعیین صلاحیت یا عدم صلاحیت نگهداری از طفل نیست.
ازدواج مجدد مادر و حضانت فرزند
ازدواج مجدد مادر، یکی از موضوعاتی است که در بحث حضانت فرزند دارای اهمیت است .
بر طبق ماده 1170 قانون مدنی ،اگر مادر که داری حضانت است به جنون مبتلا شود یا با دیگری ازدواج کند،حق حضانت از او سلب و با پدر خواهد بود.
اما این موضوع در همین یک جمله محدود و خلاصه نمیشود و به طور مطلق نمیتوان در مورد آن حکم داد ؛زیرا در ماده ۴۵ قانون حمایت خانواده مقرر شده است که رعایت غبطه و مصلحت کودک و نوجوانی که حضانت او با مادر است در همه تصمیمات دادگاهها و مقامات اجرایی حتمی و الزامی است .
بنابراین، ازدواج مجدد مادر که دارای حضانت فرزند است، بر طبق ماده ۱۱۷۰ میتواند موجب سلب حق حضانت شود و حضانت به پدر منتقل شود؛ اما بر طبق ماده ۴۵ قانون حمایت خانواده مصلحت طفل حتماً باید مورد توجه قرار گیرد .
نقش مصلحت طفل در سلب حضانت
مصلحت طفل ،مهم ترین اصل حاکم بر تصمیمات مربوط به حضانت طفل است.
در دعاوی مربوط به حضانت مسئله این نیست که پدر یا مادر برنده این دعوا بشوند ،بلکه آنچه اهمیت دارد وضعیت کودک و مصلحت او است. مثلاً امکان دارد که یکی از والدین از نظر قواعد قانونی برای حق حضانت اولویت داشته باشد، اما شرایط زندگی کودک نزد آن والد مناسب نباشد؛ که در این شرایط دادگاه وضعیت کودک را بررسی میکند تا به این نتیجه برسد که زندگی کودک نزد کدام یک از والدین برای او بهتر است .
همانطور که گفته شد ماده 45 قانون حمایت خانواده ،رعایت غبطه و مصلحت کودک و نوجوان را در تصمیمات دادگاه و مقامات اجرایی الزامی دانسته است.
چه کسی میتواند درخواست سلب حضانت بدهد ؟
در ماده 1173 قانون مدنی،اشاره شده است که درخواست رسیدگی میتواند از جانب اقربای طفل ،قیم او یا رئیس حوزه قضایی باشد.
بنابراین ،اینگونه نیست که فقط پدر علیه مادر ،یا مادر علیه پدر طرح دعوا کنند.
ولیکن باید احراز شود که شخص درخواست کننده چه نسبی و سمتی دارد و آیا شرایط قانونی برای طرح درخواست خود را دارد؟
دادگاه صالح برای سلب حضانت کدام دادگاه است؟
بررسی و رای در این موضوع ،در صلاحیت دادگاه خانواده است.
بر طبق ماده 4 قانون خانواده،موضوعات مربوط به حضانت و ملاقات طفل، در شمار موضوعات مربوط به دادگاه خانواده است .
بنابراین،شخصی که صلاحیت درخواست سلب حضانت را دارد ،میتواند درخواست خود را در این دادگاه ها مطرح کند.
مدارک مورد نیاز برای درخواست سلب
بسته به دلیلی که برای سلب حضانت قرار است به دادگاه ارائه شود، مدارک متفاوتی نیاز است .
مثلا،اگر ادعا مربوط به بیماری روانی است،باید مدارک مربوط به تشخیص پزشکی قانونی ،فراهم شود.
اگر ادعا مربوط به ضرب و جرح است ،مدارکی که اثبات کند کودک مورد ضرب و جرح قرار گرفته و وضعیت کودک را نشان میدهد ،باید فراهم شود.
در موارد اعتیاد هم،مدارک مربوط به وضعیت والد داری اعتیاد و تاثیر آن بر زندگی و وضعیت طفل ،باید فراهم گردد.
بنابراین نمیتوان گفت که در تمام پروندههای مربوط به درخواست سلب حضانت ،مدارک مشخصی باید ارائه شود،بلکه با توجه به سندو مدرکی که شما برای این ادعا جمع آوری کرده اید ،باید ارائه شود.تنها نکته مهم این است که مدارک ارائه شده با ادعای مطرح شده باید ارتباط و همخوانی داشته باشد .
مراحل کلی سلب حضانت
مرحله نخست:بررسی شرایط قانونی(بررسی اینکه آیا وضعیت موجود یتواند در چهارچوب مقررات سلب حضانت قرار گیرد ؟)
مرحله دوم: تهیه مدارک
مرحله سوم:ثبت دادخواست
مرحله چهارم :رسیدگی دادگاه
مرحله پنجم:تصمیم درباره حضانت فرزند
آیا امکان صدور دستور موقت درباره حضانت طفل وجود دارد؟
در برخی از پروندهها ممکن است که وضعیت کودک فوریت داشته باشد که موضوع دستور موقت اهمیت پیدا میکند.
ماده ۷ قانون حمایت خانواده به دادگاه این اجازه را داده است که، در اموری که مربوط به حضانت، نگهداری و ملاقات طفل و برخی امور دیگر، پیش از اتخاذ تصمیم درباره اصل دعوا که رسیدگی به دادخواست سلب حضانت طفل است ،به درخواست یکی از طرفین دستور موقت را صادر کند .
در نتیجه اگر شرایط پرونده به شکلی باشد که تاخیر در تصمیم گیری دادگاه مشکل برای کودک ایجاد کند و یا او را در معرض خطر و آسیب قرار دهد، موضوع فوریت پیدا میکند.
آیا سلب حضانت به معنی قطع ارتباط کودک با والد دیگر است؟
خیر؛ سلب حضانت سبب قطع ارتباط کامل رابطه کودک با والد دیگر نمیشود . موضوع حضانت مربوط به نگهداری و مراقبت از کودک است و با موضوع حق ملاقات متفاوت است . بنابراین حتی اگر حضانت از والد دیگر سلب شود موضوع ملاقات او با طفل به صورت جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد .
مهمترین نکات حقوقی سلب حضانت طفل
نکته اول: حضانت طفل یک امتیاز شخصی برای والدین کودک نیست و تکلیف و وظیفه نگهداری و مراقبت درست از کودک است .
نکته دوم: در صورت جدایی والدین از یکدیگر مادر تا ۷ سالگی در حضانت اولویت دارد و پس از آن اصل بر حضانت پدر است؛ اما در صورت اختلاف پس از ۷ سالگی مصلحت کودک باید در دادگاه مورد توجه و بررسی قرار گیرد.
نکته سوم:ماده 1173 قانون مدنی مهم ترین قاعده قانونی در سلب حضانت طفل در وضعیت عدم مواظبت و یا انحطاط اخلاقی است.
نکته چهارم: اعتیاد زیان آور ،اشتهار به فساد اخلاق و فحشا بیماری روانی با تشخیص پزشکی قانونی ،سواستفاده از طفل و تکرار ضرب و جرح خارج از متعارف ،از مواردی است که در صورت وجود آن و داشتن مدارک قابل استناد ،میتوان به دادگاه ارائه کرد.
نکته پنجم:صرف ادعای یکی از والدین برای سلب حضانت کافی نیست و دادگاه باید موو١ع را بررسی کند و تصمیم بگیرد.
نکته ششم:سلب حضانت با قطع ملاقات طفل با والد دیگر متفاوت است.
نکته هفتم:در ماده 1170 اشاره شده است که حضانت مادر در صورت ازدواج مجدد و یا جنون سلب خواهد شد اما باید مصلحت طفل نیز بررسی شود.
نکته هشتم:هدف اصلی از سلب حضانت فرزند ،حمایت از کودک و تضمین یک شرایط مناسب برای او است نه تنبیه والد .
نکته آخر:سلب حضانت از یکی از والدین دائمی نیست.اگر آن مدرک و دلیلی که موجب تصمیم دادگاه و سلب حاضنت از والد دیگر شده است،تغییر کند ،وضعیت حاضنت نیز ممکن است مجدد مورد بررسی قرار گیرد.
برای مثال ،اگر والد دارای حضانت به علت اعتیاد زیان آور برای طفل از او سلب حضانت شود ،میتواند پس از ترک اعتیاد خود برای باز پس گیری حضانت ،مساله را در دادگاه مطرح کند.






